اينجا محله سنگلج است ؛ محله اي که در نبش يکي از خيابان هايش نام بهشت را حک کرده اند و در اين محل آدميان به تکاپوي يافتن انسانيت خويش سفر مي کنند، در اعماق وجودي خويش تا شايد مگر بيابند خويشتن خويش را در به نظاره نشستن نمايشي در تالار سنگلج پير.
چهل و هشت بهار از عمر تئاتر سنگلج مي گذرد و در طول اين ساليان متمادي سنگلج سردي و گرمي بسيار چشيده است؛ نامرادي ها ديده و نا مهرباني ها شنيده است. گاه به خاموشي گراييده و گاه فرياد رساي حلقوم مظلومان زمانه خود بوده است اين سنگلج پير ،با بيان نمايشي خود در به تصوير کشيدن تئاتري باب ميل تماشاگران تئاتر، اين هنر اصلاح گرا و خداگونه .
اما اين بار ترکه نامهرباني به اهل هنر تا جايي پيش رفته است که ياران سنگلج را از او گرفته اند، تماشاگران تئاتر را مي گويم ، زيرا تئاتر با تماشاگر زنده است نه با اجرا و صحنه.
گويند تئاتر با مخاطب زنده است و در تمام دنيا براي اهل اين هنر شرايطي مهيا مي شود تا تماشاگر تئاتر با خيالي راحت و آرام به ديدن زندگي آدميان بنشيند و براي لحظاتي دل را صفا بخشد و از ديدن نمايش ها به آن چيزي دست يابد که در ذات هنر نمايش است، يعني" پالايش روح و روان " انسان .
در نظاره کردن نمايش زندگي بر صحنه تماشاخانه ها است که هنر و هنرورز با طرح داستاني از زندگي انسان ها و گاه همجنس و هم نوع خود، مخاطب را به تفکر و انديشه وا مي دارد تا بدي ها را به کنار گذارند و رو سوي نيکي نهند تماشاگران تئاتر .
تئاتر هنر خود آگاهي و خدا محوري است، هنر آموختن نيکي و نياميختن با بدي و زشتي ، از منيت ها دور شدن و به سوي ما رفتن و اين در ذات واقعي هنر نمايش نهفته است .
در اين بين، وظيفه کيست تا مهيا کند شرايط حضور مخاطب تئاتر را براي ديدن تئاتر و همچنين فضاي اجرايي تئاتر براي هنرمند، تا وي به درستي و با خيالي راحت بر صحنه تئاتر به چالش بکشاند بدي ها را و اصلاح کند امور زندگي را در مراودات اجتماعي خود با ديگران؛ زيرا که اصلاح گر است اين هنر تئاتر يا به قولي ( دراما ).
*ايران و خاستگاه تئاتر ملي
اجراي نمايش هاي ايراني و فعاليت گروه هنر ملي و ديگر گروه هاي تئاتري در دهه هاي گذشته در مجموعه تئاتر سنگلج باعث شد از تماشاخانه سنگلج به عنوان خاستگاه تئاتر ملي در اعصار گذشته ياد شود.
سنگلج از بدو تاسيس توسط شورايي با نام شوراي تئاتر متشکل از کارگردانان شاخص کشور جهت دهي و اداره ميشد و بعد از پيروزي انقلاب اسلامي هم با تغييرات محسوس و با مضامين ايراني اسلامي و ملي روال توليدي خود را ادامه داد بطوري که در طول 30 سال گذشته به عنوان يکي از تاثير گذارترين مراکز تئاتري ايران بوده است اين سنگلج پير .
مجموعه تئاتري سنگلج در تهران و حتي در ايران جزو قديميترين، با اصالتترين و منحصر به فردترين سالنهاي نمايش به شمار ميرود که پس از بازسازي در سال 1387 صفت ترين ديگري به آن افزوده شد و سالن سنگلج جزو زيباترين سالنهاي حرفهاي تئاتر کشور به شمار رفت .
سال گذشته با تصميم حوزه مديريتي تئاتر کشور بنا شد تا با استقرار شوراي تئاتر سنگلج ساماندهي شود. فعاليت هاي هنري در اين تالار و در راستاي گسترش تئاتر ملي و ايراني يا تئاتر آييني سنتي سنگلج فعاليت خود را با هدف گذاري فرهنگي مشخص ادامه دهد اما متاسفانه به دلايل متعدد اين مهم تا کنون اتفاق نيفتاده است و اين تالار مدت هاست در انتظار برنامه ريزي است .
تالار سنگلج با پيشکسوتان تئاتر دوستي بسيار دارد و در نگاه آنها" سنگلج " خاطرات بسياري را در خود جاي داده است و حرکتهاي فرهنگي بيشماري در اين تئاتر شکل گرفته است .
اين تماشاخانه سالها قطب تئاتر ايران بوده است و بسياري از کارگردانان هنوز هم علاقهمندند در اين تالار اثري را به صحنه ببرند.
اما وضعيت پيراموني اين تماشاخانه - براي نمونه مشکل پارکينگ - باعث شده است کم کم ياران سنگلج از دلدار خود دور افتند و تماشاگران تئاتر به دليل شرايط نامناسب از اين تالار نمايشي دور شوند.
کم توجهي به موارد رفاهي مخاطبان و نبود پارکينگ عمومي در اين محل شلوغ باعث شده است بسياري از تماشاگران تئاتر سنگلج عطاي تئاتر را به لقايش ببخشند و از سنگلج دوري کنند شرايطي که در صورت استمرار باعث دلزدگي اهل تئاتر و در نهايت تعطيلي اين تئاتر قديمي شهر تهران مي شود.
وضعيت مشابهي که براي تئاتر شهر تهران هم به عنوان مهمترين مرکز تئاتر حرفه اي کشور به وجود آمده و اين شرايط باعث نگراني اهالي تئاتر است که مسئله را بايد در جايي ديگر جست.
مدير تالار سنگلج مي گويد : اگر همکاري مديران و برنامه ريزان شهري نباشد تالار سنگلج در آينده اي نزديک به تعطيلي کشيده مي شود .
" اتابک نادري" مي افزايد: اواخر اسفند ماه سال گذشته تابلوي " مطلقا ممنوع " و حمل با جرثقيل در اطراف تماشاخانه نصب شد؛ در همان زمان به درخواست ما شوراي ترافيک منطقهي 12 با شيوه زمانبندي اين طرح اعلام موافقت کرد و مقرر شد اين طرح از ساعت 17 به بعد اجرا نشود تا تماشاگران تئاتر با خيالي راحت به ديدن تئاتر بيايند .
"اما در مراجعهاي که اخيرا به اداره راهنمايي و رانندگي منطقه 12 داشتم ، اعلام شد که اين پيشنهاد منتفي است ؛ برويد پارکينگ پيدا کنيد! "
نادري با يادآوري مشکل پارکينگ مجموعه تئاتر شهر و تالار سنگلج مي گويد: اين جاي تاسف است که براي فعاليت اهل تئاتر اين همه سنگ اندازي مي شود و اهل تئاتر خود را محاصره شده مي بينند.
وي متذکر مي شود: پارکينگ قديمي ترين مجموعهي تئاتري کشور را از ما گرفته اند و سالها است به وعدههاي دراز مدت دلخوش کرده ايم اما دريغ و افسوس.
مدير تئاتر سنگلج، مي افزايد : مگر تهران چند مکان تئاتري دارد که اين محلها تا اين اندازه مورد کم توجهي و بي مهري قرار ميگيرد؟!
نادري اظهار تاسف مي کند و مي گويد: از زماني که اين اتفاق افتاده 50 درصد تماشاگران تالار سنگلج با تاخير به سالن مراجعه ميکنند و اگر اين روند ادامه پيدا کند بايد تماشاخانه را به موزه تبديل کنيم.
به اعتقاد نادري سنگلج با اين وضعيت نميتواند محل توليد تئاتر باشد و اگر همين رويه ادامه داشته باشد سنگلج به لالهزار دوم تبديل ميشود، لاله زاري با آن همه تالار ويران شده و قدمت تئاتري اش که تنها در خاطره ها مانده است .
* در تئاتر توقف ممنوع
گويا مشکلات حوزه تئاتر پايان ناپذير است و هر روز پديده اي نگران کننده تداوم حيات فرهنگي تماشاخانه هاي تئاتري تهران را با تهديد رو به رو مي کند.
نبود پارکينگ عمومي براي حضور تماشاگران تئاتر در مهمترين مرکز تئاتر حرفه اي کشور يعني تئاتر شهر، ساخت و ساز در محوطه اين بناي تاريخي و احداث ايستگاه مترو در محل اين مجموعه فرهنگي از ديگر موارد مشابهي است که اين روزها اهل تئاتر را نگران کرده است .
نبود پارکينگ عمومي براي رفاه حال مخاطبان تئاتر در محدوده تئاتر شهر ، تالار سنگلج و تالار هنر ، عدم همکاري مديران شهري در ساخت و ساز و زيبا سازي اين تالار ها، عمليات ساخت و ساز غير مجاز در محدوده تئاتر شهر، احداث ايستگاه مترو بدون توجه به خدمات رفاهي در نزديکي تنها مرکز تئاتر حرفه اي ايران (تئاتر شهر) و همچنين بي توجهي به امکانات رفاهي در خيابان بهشت و محدوه تالار سنگلج باعث نگراني اهالي تئاتر و تماشاگران شده است.
امروزه در کنار يک بازار خريد عمومي ميوه و تره بار يک پارکينگ براي رفاه مردم ساخته مي شود و اي کاش ايجاد چنين امکانات رفاهي براي تماشاگران و علاقه مندان به تئاتر هم در نظر گرفته شود.
" تماشاخانه سنگلج در خيابان بهشت و ضلع جنوبي پارک شهر قرار دارد که به دليل وجود سازمان هاي متعدد دولتي در اين محل ، به يکي از پرترددترين خيابان هاي تهران تبديل شده است و نبود محل پارک مناسب مدت ها است به معضلي براي مخاطبان اين تئاتر تبديل شده است .
اين در حالي است که مهمترين مرکز تئاتر حرفه اي کشور ( تئاتر شهر ) نيز با دارا بودن پنج تالار نمايشي هنوز هم از داشتن پارکينگ عمومي محروم است .
نبود پارکينگ عمومي و خدمات رفاهي در محدوده تالار هنر به عنوان مهمترين مرکز تئاتري براي کودکان و نوجوانان نيز مسئله مهم ديگري است که برنامه ريزان شهري را به چالش مي کشاند.
* اين سنگلج پير
مدتي است که باد سرد در حال وزيدن است و موهاي پريشان و سفيد اين پير عاشق و دلداده در سيلان طوفان زمانه به هر سو در دوران است اما همچنان چنگ مي نوازد و در تند باد حادثات حق را فرياد مي زند و عشق را زمزمه مي کند.
تئاتر سنگلج تماشاخانه اي که ياد و خاطره اش در تاريخ فرهنگ و هنر ايران زمين خصوصا در تاريخ تئاتر ايران با نام و خاطره تئاتر ملي و ايراني و هنرنمايي بزرگاني چون "عباس جوانمرد" ،" علي نصيريان " ،" عزت الله انتظامي" ،" محمد علي کشاورز" ،" جمشيد مشايخي" ، "سيروس گرجستاني "، " سعدي افشار" ،" پري صابري "،" فخري خوروش" ،" اسماعيل خلج" ،" داود رشيدي"، " منيژه محامدي"، " بهرام بيضايي" ، "محمو دولت آبادي" و ده ها هنرمند تاثيرگذار ديگر اين مرز و بوم در هم آميخته است.
سنگلج امروز دست طلب و ياري فرهنگ مداران و دوست داران فرهنگ و هنر ايراني را طلب مي کند.
در دنيا تئاتر ايران را با" تئاتر سنگلج" ،" تئاتر نصر" و" تئاتر لاله زار" مي شناسند تئاتري که به قدمت محله هاي قديمي تهران با خود حديث نفس دارد.
*سنگلج در گذر از تاريخ
محله سنگلج از ضلع جنوبي پارک شهر، يعني خيابان بهشت تا بازار " قوام الدوله " و از غرب تا خيابان وحدت اسلامي و 30 تير و از شرق تا خيابان خيام امتداد دارد محله اي قديمي و پر خاطره از محلات شهر تهران است .
اما در اين محله تئاتري با نام سنگلج از قديميترين سالنهاي تئاتر ايران حدود 48 سال است که به خدمت فرهنگي جماعت انساني مي پردازد. تالاري که با وجود افت و خيز هاي بسيار فرهنگي هنوز نفس مي کشد و ياد و خاطره اش در ذهن قديمي ترها بيانگر آثار ماندگار ادبيات ايران و جهان است و سنگلج هنوز نفس مي کشد .
گويند که نام سنگلج دگرگون شده "سنگ و رج" است." رج" به معني رديف است و اصطلاح سنگ رج مربوط به تقسيم آب با پارههاي سنگ در اين منطقه بوده است و تالار سنگلج هم سال ها است که به تقسيم فرهنگ و هنر ملي در ميان مردمانش مي پردازد.
تماشاخانه سنگلج حدود سالهاي 1340 با زيربنايي به مساحت يک هزار و 34 متر مربع در محلهاي قديمي در کنار باغ سنگلج که در حال حاضر با نام پارک شهر تهران آن را ميشناسيم، تاسيس شده است .
پس از تکميل و اتمام عمليات ساختماني به وزارت فرهنگ و هنر وقت واگذار شد و با نام تماشاخانه 25 شهريور کار خود را رسما از مهرماه سال 1344، همزمان با آغاز اولين جشنواره نمايشهاي ايراني آغاز کرد.
اين تماشاخانه در زمان خود به لحاظ فني و تجهيزات نور و صدا و آکوستيک سالن در نوع خود بينظير بوده و تاکنون هم جزو سالنهاي منحصر به فرد و خاص ايران شناخته شده است.
وجود امکانات صحنهاي از قبيل صحنه گردان، ميلههاي بالا برنده، پرده و دکور ويژه ، اين سالن را نسبت به سالنهاي موجود متمايز کرده است .
در سالهاي دهه 40 با استقرار گروه هنر ملي به سرپرستي عباس جوانمرد و پنج گروه ديگر از جمله گروه تئاتر "امروز"، " ميترا"، " شهر"، " جوان" و " مردم " که وابسته به اداره هنرهاي دراماتيک وقت بودند و با کمک مالي وزارت فرهنگ و هنر وقت اداره ميشد تامين برنامه و اجراي نمايش داشت.
کارگردانهايي در اين گروهها و گروه هنر ملي فعاليت داشتند که از جمله شاخصترين آنها ميتوان از عباس جوانمرد، علي نصيريان، داوود رشيدي، بهرام بيضايي، عزتاللـه انتظامي، رکنالدين خسروي، جعفر والي، محمود استادمحمد، خليل موحد ديلمقاني ؛ دکتر فروغ و..... ياد کرد که به عنوان پيشگامان تئاتر ملي سال ها متون خودرا در اين تالار به صحنه بردند.
اکبر رادي، محمود دولت آبادي ، گوهر مراد، نصرت نويدي، بهرام بيضايي و..از جمله نويسندگان ايراني هستند که آثار شاخصي از آنها دراين تالار به صحنه رفته است. همچنين آثاري از شکسپير ، مولير و ده ها نويسنده مطرح جهان در اين تئاتر به صحنه رفته است و هنوز تماشاگران اين تالار ياد و خاطره اجرا هاي ماندگار تئاتري را در اين تالار از ياد نبرده اند .
آيا تماشاخانه سنگلج وضعيتي مشابه تئاتر شهر خواهد داشت يا وضع به گونه اي ديگر رقم خواهد خورد . مشکل کجاست و مسئله چيست ؟ چه مي شود عاقبت اين سنگلج پير ؟
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|