مراسم چهلوچهارمين سالروز تأسيس تماشاخانه «سنگلج» با اهداي لوح يادمان اين تماشاخانه به هنرمنداني همچون جمشيد لايق، فرخ صوفي، جعفر والي و داود رشيدي برگزار شد.

به گزارش خبرنگار تئاتر خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، در اين مراسم كه عصر روز گذشته 18 مهرماه در تماشاخانه «سنگلج» برگزار شد، داود رشيدي با خواندن پيام سنگلج از وزير جديد فرهنگ و ارشاد اسلامي درخواست كرد كه روزي را به نام روز ملي تئاتر در وزارتخانه تعريف كنند.
اين بازيگر و كارگردان پيشكسوت گفت: سالهاست كه روز ملي سينما را جشن ميگيريم، اما هنر نمايش كه هنري زنده و بزرگترين آبشخور ديگر هنرهاست، هنوز روزي را به نام روز ملي ندارد و از وزير جديد ميخواهم لايحهاي به مجلس ببرد و روز ملي تئاتر را به تصويب برساند.


او سپس ادامه داد: تماشاخانه «سنگلج» براي ما مملو از خاطرات بسيار است، اينجا تئاتر حرفهاي ما بود كه سالها در آن كار كرديم. دوستان خوب تئاتري ما امروز براي اين تماشاخانه زحمات بسياري كشيدهاند.
در ادامه اتابك نادري مدير تماشاخانه «سنگلج» ضمن خيرمقدمگويي به حضار متني را درباره بازسازي اين تماشاخانه خواند و گفت: به رغم همه اتفاقات خوبي كه در اين تماشاخانه افتاده است، «سنگلج» هنوز از نبود امكانات رنج ميبرد، علاوه بر اين ما طوماري را آماده كردهايم تا هنرمنداني كه خواستار ثبت روز 18 مهر ـ همزمان با سالروز تاسيس سنگلج ـ به عنوان روز ملي تئاتر هستند، آن را امضا كنند.

به گزارش ايسنا، طباطبايي نخستين مدير تماشاخانهي «سنگلج» هم در سخناني با اشاره به شروع فعاليتهاي اين تماشاخانه از مهر سال 44 تصريح كرد: آن زمان با اينكه تمام اساسنامههاي تئاترهاي خارجي را گردآوري كردم و تأييد هم شد، اما متأسفانه ارزش خاصي براي تئاتر قايل نبودند و تمام حمايتها در حد حرف بود، با اينحال هنر تئاتر با تمام كمبودها و كمتوجهيها يك حمايتگر واقعي دارد كه همان عشق است.

در ادامه پس از پخش كليپي درباره بازسازي سنگلج، كرمي شهردار منطقه 12 هم در سخنان كوتاهي سنگلج را خانهاي براي هنرمندان دانست و گفت: از وظايف مهم مديريت شهري حمايت از هنر است كه خوشبختانه شهرداري حضور موثري در حوزه هنر و ورزش داشته است.
او ادامه داد: سه سال است كه به شهرداري اين منطقه آمدهام و نكته مهم برايم اين بود كه تاريخ تهران كه در اين مكان واقع شده همچنان زنده بماند، بنابراين تلاش كردم هويت تاريخي منطقه را به آن بازگردانم و اميدوارم شهرداري توانسته باشد در جهت تعالي هنر گام بردارد.


در ادامه اين مراسم، جوايز برگزيدگان توسط داود رشيدي، جعفر والي، محمدعلي خبري، كرمي (شهردار منطقه 12) و اتابك نادري اهدا شد.
در بخش پژوهش با تقدير از كمند اميرسليماني جايزه اين بخش به مجيد ستايش اهدا شد.
در بخش مطبوعات فهيمه پناه آذر خبرنگار خبرگزاري فارس جايزه اين بخش را دريافت كرد.
در بخش تقدير از گروههاي نمايشي نيز نمايشهاي «آخ اگه بارون بزنه» به كارگرداني هادي عامل و «كوچه عاشقي» به كارگرداني نصرالله قادري تقدير شدند.

در بخش نقد حسن پارسايي تقدير شد، همچنين احمد ويشگايي، حسين اسكندري و ابراهيم حسنآبادي به عنوان كاركنان تماشاخانه سنگلج مورد تقدير قرار گرفتند. ضمن اينكه جمشيد لايق، فرخ صوفي، داود رشيدي، جعفر والي و طباطبايي ديگر چهرههايي بودند كه تقدير شدند.
در پايان اين مراسم كتاب سنگلج رونمايي شد و حاضران عكس يادگاري گرفتند.
به گزارش ايسنا، اجراي قطعات موسيقي اركستر نواي صلح به رهبري مهدي وجداني، پخش كليپ تاريخ سنگلج، برپايي نمايشگاه عكسي از نمايشهاي قديمي تماشاخانه سنگلج در خيابان بهشت و ... از ديگر بخشهاي اين مراسم بود كه با حضور هنرمنداني چون سعدي افشار، فردوس كاوياني، بهروز بقايي، عباس محبوب، علياصغر دشتي و ... برگزار شد.

اجراي اين مراسم برعهده امير معصومي بود.
به گزارش خبرنگار مهر، سنگلج در عمر بیش از 40 سال خود در خیابان بهشت برای خانواده تئاتر شبهایی بیادماندنی بسیاری پشت سر گذاشته و خاطرات هر کدام از آن شبها را در خشت خشت جان خود حفظ کرده است. سنگلج میزبان قدمهای هنرمندان بسیاری بوده که با عشق برای تئاتر زیستند و صدای قدمهایشان خاطرات این تماشاخانه تئاتری است.
دهم مهرماه سنگلج میزبان تولد هنرمندی در عرصه تئاتر بود که سالها پیش متولد شد و از آن پس بارها و بارها با آثار، نامش و با خصوصیات منحصر بفردش در صحنههای تئاتری ماند. هنرمندی که آثارش زندگی را با خود به صحنه میآورند و صحنه نه مجالی برای نمایش بلکه محلی برای زندگی مقاطع مختلف تاریخ است که در آن انسانهای رنجور از سرمایهداری و روشنفکران غارت شده لب به سخن میگشایند و قشر فئودال و پولپرست و قدرتدوست را رسوا میکنند.
تماشاخانه پیر سنگلج دهم مهرماه میزبان سالروز تولد اکبر رادی بود ولی نه برای اولین بار بلکه برای هفتاد و سومین بار. این بار همچون دو سال گذشته دیگر رادی خود در این مراسم حضور نداشت و عکس و یادش پذیرای خیل علاقمندانی بود که سالهاست حتی در نبودش با وی زندگی میکنند.
سنگلج با محمود دولتآبادی، حمیدهبانو عنقا، عطاءالله کوپال، صدرالدین شجره، دانیال حکیمی، بیژن بیژنی، پری صابری، جعفر والی، آتش تقیپور، حسین مسافرآستانه، علی رامز، محمد حیدری، شهرام کرمی، شکرخدا گودرزی و بسیاری از دوستداران رادی میهمان این هنرمند برجسته تئاتر بود.
دهم مهرماه این رادی بود که "هاملت با سالاد فصل" را کارگردانی کرد و به صحنه برد. دهم مهرماه هادی مرزبان در حضور رادی همچون اولین بار "هاملت با سالاد فصل" را به صحنه برد و بازیگران زیر نگاه مهربان و تیزبین رادی به نقشآفرینی در صحنه زندگی پرداختند، نقشهایی که رادی با ذره ذره جان خود به آنها جان داده بود.
دهم مهرماه دولتآبادی در کنار برادر و دوست دیرین خود نشسته بود و "هاملت با سالاد فصل" را میدید و این لبخند رضایت رادی بود که قوت قلب بهروز بقایی، فردوس کاویانی، رضا فیاضی، ایوب آقاخانی، بهاره رهنما و فرزانه کابلی بود. دهم مهرماه بعد از هزاران بار باز هم اشک چشم حاضرین یاد سفر ابدی رادی را به خاطر میآورد.
مرزبان بغضی در گلو داشت و آرزو میکرد که ای کاش رادی بود و با کالبد فیزیکی خود نیز میزبانی اجرای "هاملت با سالاد فصل" را بر عهده میگرفت. اشکهای کاویانی، بقایی و رهنما نیز حاکی از این آرزوی دستنیافتنی بود. دولتآبادی از رادی به عنوان برادر خود یا کرد زیرا معتقد است اهالی تئاتر خود را یک خانواده میدانند.
"اکبر رادی نمایشنامه نویسی است که آیندگان بهتر از ما او را با دقت بیشتری به جا خواهند آورد و در آینده وقتی بازیگران ما برای بازی نقشهای زنده دلتنگ شوند به آثار اکبر رادی مراجعه خواهند کرد." دولت آبادی این را گفت و سنگلج باز هم دلتنگ رادی شد.
حمیدهبانو عنقا یار و همدم استاد رادی اشک ریخت و آرزو کرد که ای کاش رادی در کالبد فیزیکی خود نیز در سالروز تولدش در کنار دوستدارانش حضور داشت و سنگلج باز هم دلتنگ رادی شد. سالروز تولد زندهیاد رادی به پایان رسید و سنگلج همچنان دلتنگ رادی است و این دلتنگی را تا پایان عمر خود در هر ساعت و هر روز به همراه خواهد داشت
اينجا محله سنگلج است ؛ محله اي که در نبش يکي از خيابان هايش نام بهشت را حک کرده اند و در اين محل آدميان به تکاپوي يافتن انسانيت خويش سفر مي کنند، در اعماق وجودي خويش تا شايد مگر بيابند خويشتن خويش را در به نظاره نشستن نمايشي در تالار سنگلج پير.
چهل و هشت بهار از عمر تئاتر سنگلج مي گذرد و در طول اين ساليان متمادي سنگلج سردي و گرمي بسيار چشيده است؛ نامرادي ها ديده و نا مهرباني ها شنيده است. گاه به خاموشي گراييده و گاه فرياد رساي حلقوم مظلومان زمانه خود بوده است اين سنگلج پير ،با بيان نمايشي خود در به تصوير کشيدن تئاتري باب ميل تماشاگران تئاتر، اين هنر اصلاح گرا و خداگونه .
اما اين بار ترکه نامهرباني به اهل هنر تا جايي پيش رفته است که ياران سنگلج را از او گرفته اند، تماشاگران تئاتر را مي گويم ، زيرا تئاتر با تماشاگر زنده است نه با اجرا و صحنه.
گويند تئاتر با مخاطب زنده است و در تمام دنيا براي اهل اين هنر شرايطي مهيا مي شود تا تماشاگر تئاتر با خيالي راحت و آرام به ديدن زندگي آدميان بنشيند و براي لحظاتي دل را صفا بخشد و از ديدن نمايش ها به آن چيزي دست يابد که در ذات هنر نمايش است، يعني" پالايش روح و روان " انسان .
در نظاره کردن نمايش زندگي بر صحنه تماشاخانه ها است که هنر و هنرورز با طرح داستاني از زندگي انسان ها و گاه همجنس و هم نوع خود، مخاطب را به تفکر و انديشه وا مي دارد تا بدي ها را به کنار گذارند و رو سوي نيکي نهند تماشاگران تئاتر .
تئاتر هنر خود آگاهي و خدا محوري است، هنر آموختن نيکي و نياميختن با بدي و زشتي ، از منيت ها دور شدن و به سوي ما رفتن و اين در ذات واقعي هنر نمايش نهفته است .
در اين بين، وظيفه کيست تا مهيا کند شرايط حضور مخاطب تئاتر را براي ديدن تئاتر و همچنين فضاي اجرايي تئاتر براي هنرمند، تا وي به درستي و با خيالي راحت بر صحنه تئاتر به چالش بکشاند بدي ها را و اصلاح کند امور زندگي را در مراودات اجتماعي خود با ديگران؛ زيرا که اصلاح گر است اين هنر تئاتر يا به قولي ( دراما ).
*ايران و خاستگاه تئاتر ملي
اجراي نمايش هاي ايراني و فعاليت گروه هنر ملي و ديگر گروه هاي تئاتري در دهه هاي گذشته در مجموعه تئاتر سنگلج باعث شد از تماشاخانه سنگلج به عنوان خاستگاه تئاتر ملي در اعصار گذشته ياد شود.
سنگلج از بدو تاسيس توسط شورايي با نام شوراي تئاتر متشکل از کارگردانان شاخص کشور جهت دهي و اداره ميشد و بعد از پيروزي انقلاب اسلامي هم با تغييرات محسوس و با مضامين ايراني اسلامي و ملي روال توليدي خود را ادامه داد بطوري که در طول 30 سال گذشته به عنوان يکي از تاثير گذارترين مراکز تئاتري ايران بوده است اين سنگلج پير .
مجموعه تئاتري سنگلج در تهران و حتي در ايران جزو قديميترين، با اصالتترين و منحصر به فردترين سالنهاي نمايش به شمار ميرود که پس از بازسازي در سال 1387 صفت ترين ديگري به آن افزوده شد و سالن سنگلج جزو زيباترين سالنهاي حرفهاي تئاتر کشور به شمار رفت .
سال گذشته با تصميم حوزه مديريتي تئاتر کشور بنا شد تا با استقرار شوراي تئاتر سنگلج ساماندهي شود. فعاليت هاي هنري در اين تالار و در راستاي گسترش تئاتر ملي و ايراني يا تئاتر آييني سنتي سنگلج فعاليت خود را با هدف گذاري فرهنگي مشخص ادامه دهد اما متاسفانه به دلايل متعدد اين مهم تا کنون اتفاق نيفتاده است و اين تالار مدت هاست در انتظار برنامه ريزي است .
تالار سنگلج با پيشکسوتان تئاتر دوستي بسيار دارد و در نگاه آنها" سنگلج " خاطرات بسياري را در خود جاي داده است و حرکتهاي فرهنگي بيشماري در اين تئاتر شکل گرفته است .
اين تماشاخانه سالها قطب تئاتر ايران بوده است و بسياري از کارگردانان هنوز هم علاقهمندند در اين تالار اثري را به صحنه ببرند.
اما وضعيت پيراموني اين تماشاخانه - براي نمونه مشکل پارکينگ - باعث شده است کم کم ياران سنگلج از دلدار خود دور افتند و تماشاگران تئاتر به دليل شرايط نامناسب از اين تالار نمايشي دور شوند.
کم توجهي به موارد رفاهي مخاطبان و نبود پارکينگ عمومي در اين محل شلوغ باعث شده است بسياري از تماشاگران تئاتر سنگلج عطاي تئاتر را به لقايش ببخشند و از سنگلج دوري کنند شرايطي که در صورت استمرار باعث دلزدگي اهل تئاتر و در نهايت تعطيلي اين تئاتر قديمي شهر تهران مي شود.
وضعيت مشابهي که براي تئاتر شهر تهران هم به عنوان مهمترين مرکز تئاتر حرفه اي کشور به وجود آمده و اين شرايط باعث نگراني اهالي تئاتر است که مسئله را بايد در جايي ديگر جست.
مدير تالار سنگلج مي گويد : اگر همکاري مديران و برنامه ريزان شهري نباشد تالار سنگلج در آينده اي نزديک به تعطيلي کشيده مي شود .
" اتابک نادري" مي افزايد: اواخر اسفند ماه سال گذشته تابلوي " مطلقا ممنوع " و حمل با جرثقيل در اطراف تماشاخانه نصب شد؛ در همان زمان به درخواست ما شوراي ترافيک منطقهي 12 با شيوه زمانبندي اين طرح اعلام موافقت کرد و مقرر شد اين طرح از ساعت 17 به بعد اجرا نشود تا تماشاگران تئاتر با خيالي راحت به ديدن تئاتر بيايند .
"اما در مراجعهاي که اخيرا به اداره راهنمايي و رانندگي منطقه 12 داشتم ، اعلام شد که اين پيشنهاد منتفي است ؛ برويد پارکينگ پيدا کنيد! "
نادري با يادآوري مشکل پارکينگ مجموعه تئاتر شهر و تالار سنگلج مي گويد: اين جاي تاسف است که براي فعاليت اهل تئاتر اين همه سنگ اندازي مي شود و اهل تئاتر خود را محاصره شده مي بينند.
وي متذکر مي شود: پارکينگ قديمي ترين مجموعهي تئاتري کشور را از ما گرفته اند و سالها است به وعدههاي دراز مدت دلخوش کرده ايم اما دريغ و افسوس.
مدير تئاتر سنگلج، مي افزايد : مگر تهران چند مکان تئاتري دارد که اين محلها تا اين اندازه مورد کم توجهي و بي مهري قرار ميگيرد؟!
نادري اظهار تاسف مي کند و مي گويد: از زماني که اين اتفاق افتاده 50 درصد تماشاگران تالار سنگلج با تاخير به سالن مراجعه ميکنند و اگر اين روند ادامه پيدا کند بايد تماشاخانه را به موزه تبديل کنيم.
به اعتقاد نادري سنگلج با اين وضعيت نميتواند محل توليد تئاتر باشد و اگر همين رويه ادامه داشته باشد سنگلج به لالهزار دوم تبديل ميشود، لاله زاري با آن همه تالار ويران شده و قدمت تئاتري اش که تنها در خاطره ها مانده است .
* در تئاتر توقف ممنوع
گويا مشکلات حوزه تئاتر پايان ناپذير است و هر روز پديده اي نگران کننده تداوم حيات فرهنگي تماشاخانه هاي تئاتري تهران را با تهديد رو به رو مي کند.
نبود پارکينگ عمومي براي حضور تماشاگران تئاتر در مهمترين مرکز تئاتر حرفه اي کشور يعني تئاتر شهر، ساخت و ساز در محوطه اين بناي تاريخي و احداث ايستگاه مترو در محل اين مجموعه فرهنگي از ديگر موارد مشابهي است که اين روزها اهل تئاتر را نگران کرده است .
نبود پارکينگ عمومي براي رفاه حال مخاطبان تئاتر در محدوده تئاتر شهر ، تالار سنگلج و تالار هنر ، عدم همکاري مديران شهري در ساخت و ساز و زيبا سازي اين تالار ها، عمليات ساخت و ساز غير مجاز در محدوده تئاتر شهر، احداث ايستگاه مترو بدون توجه به خدمات رفاهي در نزديکي تنها مرکز تئاتر حرفه اي ايران (تئاتر شهر) و همچنين بي توجهي به امکانات رفاهي در خيابان بهشت و محدوه تالار سنگلج باعث نگراني اهالي تئاتر و تماشاگران شده است.
امروزه در کنار يک بازار خريد عمومي ميوه و تره بار يک پارکينگ براي رفاه مردم ساخته مي شود و اي کاش ايجاد چنين امکانات رفاهي براي تماشاگران و علاقه مندان به تئاتر هم در نظر گرفته شود.
" تماشاخانه سنگلج در خيابان بهشت و ضلع جنوبي پارک شهر قرار دارد که به دليل وجود سازمان هاي متعدد دولتي در اين محل ، به يکي از پرترددترين خيابان هاي تهران تبديل شده است و نبود محل پارک مناسب مدت ها است به معضلي براي مخاطبان اين تئاتر تبديل شده است .
اين در حالي است که مهمترين مرکز تئاتر حرفه اي کشور ( تئاتر شهر ) نيز با دارا بودن پنج تالار نمايشي هنوز هم از داشتن پارکينگ عمومي محروم است .
نبود پارکينگ عمومي و خدمات رفاهي در محدوده تالار هنر به عنوان مهمترين مرکز تئاتري براي کودکان و نوجوانان نيز مسئله مهم ديگري است که برنامه ريزان شهري را به چالش مي کشاند.
* اين سنگلج پير
مدتي است که باد سرد در حال وزيدن است و موهاي پريشان و سفيد اين پير عاشق و دلداده در سيلان طوفان زمانه به هر سو در دوران است اما همچنان چنگ مي نوازد و در تند باد حادثات حق را فرياد مي زند و عشق را زمزمه مي کند.
تئاتر سنگلج تماشاخانه اي که ياد و خاطره اش در تاريخ فرهنگ و هنر ايران زمين خصوصا در تاريخ تئاتر ايران با نام و خاطره تئاتر ملي و ايراني و هنرنمايي بزرگاني چون "عباس جوانمرد" ،" علي نصيريان " ،" عزت الله انتظامي" ،" محمد علي کشاورز" ،" جمشيد مشايخي" ، "سيروس گرجستاني "، " سعدي افشار" ،" پري صابري "،" فخري خوروش" ،" اسماعيل خلج" ،" داود رشيدي"، " منيژه محامدي"، " بهرام بيضايي" ، "محمو دولت آبادي" و ده ها هنرمند تاثيرگذار ديگر اين مرز و بوم در هم آميخته است.
سنگلج امروز دست طلب و ياري فرهنگ مداران و دوست داران فرهنگ و هنر ايراني را طلب مي کند.
در دنيا تئاتر ايران را با" تئاتر سنگلج" ،" تئاتر نصر" و" تئاتر لاله زار" مي شناسند تئاتري که به قدمت محله هاي قديمي تهران با خود حديث نفس دارد.
*سنگلج در گذر از تاريخ
محله سنگلج از ضلع جنوبي پارک شهر، يعني خيابان بهشت تا بازار " قوام الدوله " و از غرب تا خيابان وحدت اسلامي و 30 تير و از شرق تا خيابان خيام امتداد دارد محله اي قديمي و پر خاطره از محلات شهر تهران است .
اما در اين محله تئاتري با نام سنگلج از قديميترين سالنهاي تئاتر ايران حدود 48 سال است که به خدمت فرهنگي جماعت انساني مي پردازد. تالاري که با وجود افت و خيز هاي بسيار فرهنگي هنوز نفس مي کشد و ياد و خاطره اش در ذهن قديمي ترها بيانگر آثار ماندگار ادبيات ايران و جهان است و سنگلج هنوز نفس مي کشد .
گويند که نام سنگلج دگرگون شده "سنگ و رج" است." رج" به معني رديف است و اصطلاح سنگ رج مربوط به تقسيم آب با پارههاي سنگ در اين منطقه بوده است و تالار سنگلج هم سال ها است که به تقسيم فرهنگ و هنر ملي در ميان مردمانش مي پردازد.
تماشاخانه سنگلج حدود سالهاي 1340 با زيربنايي به مساحت يک هزار و 34 متر مربع در محلهاي قديمي در کنار باغ سنگلج که در حال حاضر با نام پارک شهر تهران آن را ميشناسيم، تاسيس شده است .
پس از تکميل و اتمام عمليات ساختماني به وزارت فرهنگ و هنر وقت واگذار شد و با نام تماشاخانه 25 شهريور کار خود را رسما از مهرماه سال 1344، همزمان با آغاز اولين جشنواره نمايشهاي ايراني آغاز کرد.
اين تماشاخانه در زمان خود به لحاظ فني و تجهيزات نور و صدا و آکوستيک سالن در نوع خود بينظير بوده و تاکنون هم جزو سالنهاي منحصر به فرد و خاص ايران شناخته شده است.
وجود امکانات صحنهاي از قبيل صحنه گردان، ميلههاي بالا برنده، پرده و دکور ويژه ، اين سالن را نسبت به سالنهاي موجود متمايز کرده است .
در سالهاي دهه 40 با استقرار گروه هنر ملي به سرپرستي عباس جوانمرد و پنج گروه ديگر از جمله گروه تئاتر "امروز"، " ميترا"، " شهر"، " جوان" و " مردم " که وابسته به اداره هنرهاي دراماتيک وقت بودند و با کمک مالي وزارت فرهنگ و هنر وقت اداره ميشد تامين برنامه و اجراي نمايش داشت.
کارگردانهايي در اين گروهها و گروه هنر ملي فعاليت داشتند که از جمله شاخصترين آنها ميتوان از عباس جوانمرد، علي نصيريان، داوود رشيدي، بهرام بيضايي، عزتاللـه انتظامي، رکنالدين خسروي، جعفر والي، محمود استادمحمد، خليل موحد ديلمقاني ؛ دکتر فروغ و..... ياد کرد که به عنوان پيشگامان تئاتر ملي سال ها متون خودرا در اين تالار به صحنه بردند.
اکبر رادي، محمود دولت آبادي ، گوهر مراد، نصرت نويدي، بهرام بيضايي و..از جمله نويسندگان ايراني هستند که آثار شاخصي از آنها دراين تالار به صحنه رفته است. همچنين آثاري از شکسپير ، مولير و ده ها نويسنده مطرح جهان در اين تئاتر به صحنه رفته است و هنوز تماشاگران اين تالار ياد و خاطره اجرا هاي ماندگار تئاتري را در اين تالار از ياد نبرده اند .
آيا تماشاخانه سنگلج وضعيتي مشابه تئاتر شهر خواهد داشت يا وضع به گونه اي ديگر رقم خواهد خورد . مشکل کجاست و مسئله چيست ؟ چه مي شود عاقبت اين سنگلج پير ؟
|
نصب تابلوي "توقف ممنوع" و "حمل خودرو با جرثقيل" در خيابان بهشت، شرايط جهنمي را براي تماشاخانه سنگلج که در اين خيابان قرار دارد، ايجاد کرده است. |
خبرگزاري فارس: صفارهرندي در تماشاخانه سنگلج به تماشاي نمايش «كوچه عاشقي» نشست و بعد از پايان نمايش با اشاره به ارزيابي تئاتر سال 1387 گفت: تئاتر هميشه هنري پويا و زندهاست و هيچگاه نيازي به عزاداراي نخواهد داشت.


به گزارش خبرنگار فارس، محمدحسين صفار هرندي،وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي در واپسين روزهاي سال 1387 به تماشاي نمايش «كوچه عاشقي» به كارگرداني نصرالله قادري نشست.
صفارهرندي، پس از اجراي نمايش به نصرالله قادري، كارگردان «كوچه عاشقي» گفت: نمايش بسيار خوبي بود و فارغ از نقصهايي بود كه ممكن است هر نمايشي از آن بيبهره نباشد.
وي ابراز اميدواري كرد كه اين مضمون بلند عدالت دستمايه كارهاي متعدد و مكرر ديگري نيز باشد.
وي همچنين در خطاب به نصرالله قادري با اشاره به اينكه اميدوار است براي سال آينده هم چند كار خوب و نه يك كار از وي ببيند از او در مورد اجراي اين نمايش در سال آينده پرسيد كه نصرالله قادري پاسخ داد: 15 روز در سال آينده اجرا خواهيم داشت كه از هجدهم فروردين ماه اين اجرا شروع ميشود.
صفار هرندي در ادامه اين گفتوگو با ابراز تاسف از اينكه آخرين بار 35 يا 36 سال پيش به تماشاخانه سنگلج آمده و دو نمايش «شنل» و «ابراهيم توپچي و آقابيگ» را ديده است، گفت: از آن زمان تاكنون به اين تماشاخانه نيامده بودم.
به گزارش خبرنگار فارس، اتابك نادري، مدير تماشاخانه سنگلج نيز به وزير ارشاد گفت: شما اولين وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي هستيد كه پس از پيروزي انقلاب اسلامي به سنگلج آمدهايد.
در ادامه بازديد وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي، صفار هرندي به سئوالات خبرنگاران پاسخ داد.
وي در پاسخ به سوال يكي از خبرنگاران در مورد اينكه چرا اين تئاتر را انتخاب كرديد، گفت: اگر يك تئاتر ديگر را انتخاب ميكردم لابد آن موقع باز هم اين سوال را ميكرديد كه چرا فلان تئاتر؟ ضمن اينكه براي آمدن به تئاتر لازم نيست خيلي به دنبال دليلي از اين جهت و منظر باشيم.
وي اظهار داشت: تئاتر هنر زيبايي است كه در آئين خود ما هم با يك شكل و شمايل ديگري تاريخ ديرينه دارد و هنري است كه ارتباط نزديك با مخاطب برقرار ميكند و از همين هم تاثيرگذاريش بسيار بالاست، ممكن است كه مثل سينما «به دليل اينكه سينما در قيد مكان نيست» دامنه وسيعي نداشته باشد، اما تاثيرگذاريش قطعا به مراتب بيشتر از هنر سينماست.
صفار هرندي گفت: اين نمايش كه دوستان امشب آن را به خوبي اجرا كردند و شخصا به خاطر اين اجرا از آقاي قادري هم سپاسگذار هستيم در زمره كارهايي است كه به گمان من جاي آن در هنر به نوعي خالي بود، هنر متعهد يعني همينكه پاسخگوي نيازهاي مردم باشد و ما امشب يكي از همين كارها را ديديم.
وي در ادامه گفت: پيش از اين دو نمايش ديگر از تئاترهاي حاضر در جشنواره عدالت و اميد را ديدهام و در مجموع بايد گفت: دوستان و هنرمندان عزيز خيلي خوب پاي اين كار آمدند و اين شروع است و اميدواريم كه كارهاي گستردهتر و پختهتر از اينها را هم كه به طور قطع در وسع دوستان عزيزي مانند دژاكام و قادري هست را شاهد باشيم.
سپس صفار هرندي در پاسخ به سوال خبرنگار فارس كه ارزيابي شما از تئاتر در سال 87 چيست؟ گفت: بهتر ميدانم كه ارزيابيها را خود اهالي هنر داشته باشند اما به شخصه برداشتم آن است كه وقتي تئاتر ما از پارسال تا امسال 50 درصد بيشتر مخاطب پيدا كرده و اين طبق آمار غيرقابل خدشهاي است كه به من داده شد يعني تئاتر حركت دارد، به طور مثال در پايان سال 86، چهار ميليون تماشاگر تئاتر و جود داشته و تا بهمن 87 اين تعداد به شش ميليون تماشاگر رسيد و قطعا تا آخر سال هم يك رقمي به ان اضافه ميشود و اين يعني اينكه تئاتر زنده است، پوياست، حركت دارد، نمرده است و لازم نيست برايش عزاداري كنيم و اتفاقا به نظر من تئاتر كارش را هدفدارتر هم انجام ميدهد.
وي در پاسخ به اين سوال خبرنگار فارس كه انتظارتان از هنر نمايش در آينده چيست؟ گفت: انتظارم اين است كه تئاتري كه براي شعار «تئاتر براي همه»، «تئاتر براي مردم» يا «تئاتر به خاطر دل مردم»، حركت كرده است، هر روز به محتواي اين شعار نزديكتر شود.
صفار هرندي در پايان تصريح كرد: براي تئاتر چشمانداز روشني را ميبينم و احساس ميكنم كه هنرمند، خودش بيشتر از ما مسئولان اين دغدغه را دارد و تنها كساني را ميخواسته كه آنها را بفهمند و درك كنند و بال حمايت بگسترند و ما گفتيم كه ميخواهيم خادم همه آنها باشيم.
بر اين اساس، نمايش «كوچه عاشقي» نوشته و كار نصرالله قادري است كه توسط گروه تئاتر «پرگار» در تماشاخانه سنگلج اجرا ميشود و در اين نمايش دو ساعت و نيمه 30 بازيگر به ايفاي نقش ميپردازند. اين نمايش سال آينده نيز به مدت دو هفته اجرا ميشود و اين نمايش از آثار شركتكننده در جشنواره عدالت و اميد بود
مراسم چهلوسومين سالروز تاسيس تماشاخانهي «سنگلج» با تقدير از قديميترين تماشاگر اين تالار برگزار شد.
به گزارش خبرنگار تئاتر خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، طي مراسمي كه عصر روز دوشنبه ـ 6آبان ماه ـ در تماشاخانه سنگلج برگزار شد، محمود دولتآبادي گفت: حافظه دوستان در بهياد آوردن اين پروندهي قديمي نشان ميدهد كه تئاتر در كشور ما هرگز نخواند مُرد، چون هيچ نيرويي نميتواند آن را بكشد.


او با اظهار تاسف از حضور برخي از بازيگران نامآور تئاتر در سريالهاي تلويزيوني متذكر شد: هرچند حضور در برنامههاي بيپايه ملودرام تلويزيوني براي زندگي امروز امري اجتنابناپذير است، اما هربار كه دوستانم را در يكي از اين برنامهها ميبينم به آنها ميگويم تو الان بايد روي صحنه چه نقشها بازي ميكردي.
دولتآبادي گفت: به عنوان يك انسان بايد دستودلم درجايي بلرزد آنچه كه مرا سست ميكند تئاتر است. اصلي در زندگي انسان ايراني بايد وجود داشته باشد كه همان صبوري و سماجت است و اينچنين است كه هنوز اميدوارم دوستانم را در اجراي يك نمايش درخشان، پيراسته و دورشده از ملودرامهاي كنوني روي اين صحنه و ديگر صحنهها ببينم و با اشتياق فراوان تئاتر تماشا كنم، چون تئاتر چيز ديگري است و بهترين رفاقتهاي ما در تئاتر بود.
به گزارش ايسنا، در بخش ديگري از مراسم جعفر والي ديگر بازيگر قديمي تئاتر از زبان تالار «سنگلج» نوشتهاي را خواند كه در آن آمده بود: «سلامي با عشق از تاروپود وجودم. سلام به شما كه مرا در چهلوسه سالگيام ياد كرديد و چون بهاران درپاييز برايم جشن گرفتيد.»

والي ادامه داد: از آخرينبار كه اين پرده باز شد و من جلوي شما تماشاگران تعظيم و تشكر كردم، شايد 32 سال ميگذرد و حالا بعد از اين همه سال جلوي شما ايستادهام. ما سالها در اينجا زندگي كرديم چه شورها، شوقها و نگرانيهايي داشتيم، نميدانم چه شد فروكش كرد.
او ادامه داد: اين تئاتر يك خرابه بود كه در آن زباله ميريختند ته آن هم قهوهخانهاي بود. نازنين مردي به نام «بابايان» اينجا را ساخت و به انسانهاي هنرمند تئاتر هديه كرد و ما بعد از سالها چقدر ذوق كرديم، وقتي كه براي اولينبار با بهترين نويسندگاني كه امروز نامآورترينها هستند، اولين جشنوارهي تئاتر درايران را برگزار كرديم.

به گفتهي او شايد همه نويسندگاني كه بعدها صاحبنام شدند كار خود را با اين تئاتر شروع كردند، چهرههايي مانند بهرام بيضايي، غلامحسين ساعدي، اكبر رادي، پرويز بهرام، نصرت نويدي و... .
والي يادآور شد: اميدوارم روزي شما اين شوروشوق را دريابيد. اميدوارم اين تئاتر هرگز متروكه نشود يا عمارتي چند طبقه يا جايي كه آن را انباركنند بگذاريد اين شمع روشن و اين بنا پابرجا بماند و نام تئاتر همچنان ارزشمندي خود را حفظ كند.
در بخش ديگري از اين مراسم داريوش مودبيان طي سخناني تاريخچهي تالار سنگلج را توضيح داد.
مودبيان با اشاره به گشايش تماشاخانه در مهرماه سال 44 گفت: اين تالار 25 شهريور ناميده ميشد اما پس از انقلاب نام سنگلج را كه جز محلهاي قديمي تهران است بهخود گرفت.
به گفتهي او تالار سنگلج از سال 44 تا 50 محل اجراي نمايشنامههاي ايراني بود. اما از سال 51 به مرور با كمبود متن روبهرو شديم. نمايشنامههاي فرنگي نيز دراينجا اجرا ميشد كه نخستين آن «بازرس» نوشتهي گوگول به كارگرداني عزتالله انتظامي بود كه توسط گروه تئاتر مردم اجرا شد.
دردورهي سوم نيز بيشتر كارهاي شهرستاني و جشنوارهاي اجرا ميشدند و اكنون نيز در دورهي چهارم فعاليت اين تماشاخانه قرار داريم.
به گزارش ايسنا، محمدعلي كشاورز ديگر هنرمند پيشكسوت تئاتر دراين مراسم ياد و خاطرهي دكتر فروغ را گراميداشت و گفت: دكتر فروغ به ما فضيلت و اخلاقيات را ياد داد و شاگردان او تلاش كردند و خواستند كه اين تئاتر ساخته شود و براي نخستينبار بود كه دانشكدهي هنرهاي دراماتيك توسط هنرمندان جوان تئاتر شكل گرفت.
كشاورز ادامه داد: تنها نويسندگان، بازيگران يا كارگردانها نبودند كه براي تئاتر زحمت كشيدند، افراد ديگري تلاش كردند اما نامشان درميان نيست. كاركنان فني و كاركنان صحنه كه اگر آنها نباشند تئاتر و سينما نميتواند بهكار خود ادامه دهد.
او تاكيد كرد: تئاتر هميشه پابرجا ميماند و ما نيز فضيلت اخلاقي و حرفهاي را بياموزيم. تئاتر موهبتي الهي است. كساني كه در آن كار ميكنند بندگان خاص خداوند هستند و خداوند آنها را دوست ميدارد، بنابراين نبايد به هر مسالهاي تن دهيم. سرزمينمان بهشتي است كه بايد براي مردمانش كار كنيم چون ما خادمين مردم هستيم.

دراين مراسم اتابك مدير تماشاخانهي سنگلج با اشاره به روند بازسازي اين تئاتر گفت: آنچه كه نگرانكننده است اين است كه داشتههاي خود را در گذر زمان از بين ببريم. اما تئاتر سنگلج كهنهاي است كه ما همچون عتيقهاي گرانبها آن را به نسل بعد بسپاريم.
نادري ادامه داد: هدف از برگزاري اين مراسم تاكيد هرچه بيشتر بر تاريخ تئاتر كشور است. حركتي بسيار ارزنده بهعنوان شكلگيري گروه تئاتر ملي دراينجا آغاز شده است. اما متاسفانه درسالهاي اخير پتانسيلهاي اين سالن آنچنان كه بايد مورد استفاده قرار نگرفته است. ما خواستيم همه را دور هم جمع كنيم و بگوييم سنگلج زنده است. مردم اينجا را ميشناسند و به آن احترام ميكنند اما بيمهريهايي ديدهايم كه اميدوارم من اشتباه كرده باشم.
او در بخش ديگري از سخنان خود يادآور شد: سنگلج پتانسيل تئاتر حرفهاي را دارد، اگر هم فراموش شود بهدست هنرمندان فراموش شده پس آن را فراموش نكنيم. به سنگلج پير خوش آمديد.
دراين مراسم از علياصغر ريسه، طراح دكور تماشاخانهي سنگلج _ جهانسوز فولادي نخستين صدابردار اين تئاتر و عباس احمديلالهزار قديميترين تماشاگر آن تجليل شد.
پرويز پورحسيني كه دركنار اتابك نادري و محمدعلي كشاورز اين تجليلها را انجام ميداد طي سخنان كوتاهي گفت: سنگلج برخلاف تئاتر شهر خيلي خوب بازسازي شده است. تئاترشهر مشكلاتي داشت كه در بازسازي هم برطرف نشدهاند، چون براي بازسازي آن حتي با يك تئاتري هم مشورت نكردند، درحالي كه ميتوانستند با مشورت با هنرمندان تئاتر اين مشكلات را حل كنند.
كاركنان تئاتر سنگلج از مدير خود اتابك نادري تقدير كردند.
دراين مراسم مجری برنامه (( نیلوفر لاری پور )) ـ از ترانه سرایان و مجریان موفق صدا و سیما ـ با خواندن شعر «زندگي» از زندهياد قيصرامينپور ياد و خاطرهي هنرمندان درگذشته را گرامي داشته شد. همچنين اجراي يك قطعه موسيقي به رهبري مهدي وجداني، پخش تصاويري كه در تماشاخانهي سنگلج اجرا شده بودند از ديگر بخشهاي اين مراسم بود.

علي نصيريان و داوود رشيدي كه بهعلت حضور در پروژههاي تصويري نتوانستند دراين مراسم شركت كنند با ارائهي يادداشتهايي عذرخواهي خود را به حاضران رساندند. همچنين اعلام شد كه به زودي تماشاخانهي سنگلج در فهرست آثار ملي ثبت خواهد شد.
درپايان اين مراسم نمايش «خواستگاري» نوشتهي چخوف به كارگرداني عظيم موسوي به زبان گيلكي براي حاضران اجرا شد.


| با گذشت یکسال از بازسازی تماشاخانه سنگلج این سالن تئاتری کماکان از امکانات و تجهیزات فرسوده و قدیمی نور و صدا بهره میبرد و اقدام لازم برای خریداری و نصب امکانات جدید انجام نشده است. | |
|
به گزارش خبرنگار مهر، پایان جشنواره بیست و پنجم تئاتر فجر آغازی برای بازسازی مجموعه تئاتر شهر و تماشاخانه سنگلج بود. اما بعد از گذشت چند ماه از تعمیرات و بازسازی در این دو مکان تئاتری نتیجه به دست آمده رضایت کارشناسان و خانواده تئاتر را فراهم نکرد. وضعیت مجموعه تئاتر شهر در یکسالی که مورد بهرهبرداری مجدد قرار گرفت به طور کامل برای خانواده و کارشناسان تئاتر مشخص شد و امروز شاهد آن هستیم که برخی مشکلات و نواقص جایگزین مشکلات پیشین مجموعه شده و سالنهای مختلف مجموعه هنوز هم رضایت مخاطبان را فراهم نکرده است.
اما تماشاخانه سنگلج که به لحاظ ظاهری با کمی خوشسلیقگی نسبت به تئاتر شهر بازسازی شد، به لحاظ امکانات و تجهیزات نور و صدا هنوز در فقر بسر میبرد. بعد از گذشت یکسال نه تنها تجهیزات و امکانات جدید خریده نشده، بلکه تجهیزات فرسوده که شاید برخی از آنها عمری به قدمت تماشاخانه سنگلج داشته باشند، همچنان مورد استفاده قرار میگیرند. در گفتگو با مدیران و مسئولان تئاتر و تماشاخانه سنگلج در هنگام بازسازی اعلام شد بودجه بازسازی و تعمیرات اساسی این سالن تئاتری حدود 250 میلیون تومان بوده و قرار شده بودجهای حدود 90 میلیون تومان نیز برای خریداری و نصب تجهیزات نور و صوت و همچنین ساخت برخی امکانات پشت صحنه اختصاص یابد. با وجود مصوب شدن بودجه خرید تجهیزات و امکانات جدید برای سنگلج، هنوز این اتفاق نیفتاده و بودجه مورد نظر تخصیص نیافته است. در حالی که خطر استفاده از تجهیزات فرسوده این سالن قدیمی را تهدید میکند. گرچه انتظار میرود به بازسازی و تعمیرات مکانها و سالنهای تئاتری نگاهی جدیتر شود و تنها به ظاهرسازی و تغییرات جزئی بسنده نشود. تماشاخانه سنگلج به عنوان یکی از معدود سالنهای موجود و حرفهای تئاتر کشور نیازمند امکانات و تجهیزات حرفهای است. در غیر این صورت بازسازی و تعمیرات صورت گرفته دارای ارزش خاصی نبوده و تأثیرگذار نخواهند بود |
| |||
|
به گزارش خبرگزاري فارس، علاوه بر مجموعه تئاترشهر، ديگر تالارهاي تهران نيز با اجراي نمايشها به فعاليت خود ادامه ميدهند. | |||
|
خبرگزاري موج -
گروه اقتصاد فرهنگ
در سال گذشته شاهد آن بوديم، كه تماشاخانه سنگلج بعد از سالها همزمان با بازسازي تئاتر شهر، بازسازي شد، اين بازسازي در ابتدا قرار بود تنها به تعويض صندليها و كف سالن محدود شود، با توجه به اينكه 40 سال از عمر اين تماشاخانه ميگذرد، اما تا سال گذشته هيچ گونه بازسازي كاملي در اين تماشاخانه صورت نگرفته بود.
به همين دليل اتابك نادري مدير تماشاخانه سنگلج از دفتر طرح هاي عمراني وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، درخواست بازسازي مناسب و درخور اين تماشاخانه را كرد، كه البته با موافقت اين دفترهمراه شد، هزينه اوليه كه براي بازسازي سنگلج در نظر گرفته شده بود، تنها 70 ميليون تومان بود، اما با تصويب بازسازي كامل تماشاخانه اين هزينه به سقف 250 ميليون تومان رسيد.
طي رايزنيهايي كه در مركز هنرهاي نمايشي صورت گرفت، تصميم گرفته شد تا تماشاخانه سنگلج تنها مختص نمايشهاي آييني سنتي باشد، با توجه به اينكه اين نوع از نمايش، مخاطبان محدودي را به خود اختصاص ميدهد، سنگلج نميتواند مانند گذشته به شكوه و رونق خود بازگردد.
درست در زماني كه يكي از مشكلات اصلي تئاتر كشور، كمبود سالن مناسب است، اختصاص تماشاخانهاي مانند سنگلج با پيشينه درخشان خود كاري عجيب و بحث برانگيز است.
اين تماشاخانه با توجه به قابليتهايي كه بعد از بازسازي بدست آورده و با توجه به سيستم آكوستيك فني كه دارد، مي تواند نمايشهاي مختلفي را در دستور كار برنامه سالانه خود قرار دهد، اما متاسفانه اختصاص آن تنها به نمايشهاي آييني سنتي سبب ميشود تا بخش اعظمي از پتانسيل اين تماشاخانه مورد استفاده قرار نگيرد.
عدهاي براين باورند كه تماشاخانه سنگلج به دليل موقعيت جغرافيايي كه دارد، ممكن است مورد استقبال مخاطبين تئاتر قرار نگرفته و اين امر سبب شود تا نمايشهايي كه در اين تماشاخانه به روي صحنه مي رود از نظر گيشه و استقبال مخاطب ناموفق ظاهر شود، اين درحالي است كه سال گذشته قبل از بازسازي سنگلج، نمايشي از اكبر عبدي با نام اكبر آقا آكتور تئاتر با موفقيت بالايي مواجه شد به طوري كه اين نمايش در طول تاريخ تئاتر ايران، پرفروشترين نمايشي بود كه به روي صحنه رفته است.
اين مثال نشان مي دهد كه هرچند ممكن است سنگلج در موقعيت جغرافيايي شهري نامناسبي قرار گرفته باشد اما اگر نمايشهاي مختلف و قابل توجه در اين تماشاخانه اجرا شود ميتواند با استقبال بالايي برخوردار شود، اين درحالي است كه موقعيت سنگلج به دليل وجود مترو در نزديكي آن مي تواند بسياري از مشكلات را برطرف كند.
بايد به خاطر داشته باشيم كه سنگلج مي تواند با حمايت مركز هنرهاي نمايشي و هنرمندان تئاتر و اجراي نمايشهاي مختلف و نه تنها آييني سنتي، جاي خود را دوباره در بين تئاتر دوستان پيدا كرده ومخاطبين خود را داشته باشد، به طوري كه با تبليغات مناسب در خصوص سنگلج اين تماشاخانه مي تواند تبديل به يكي از قطبهاي درآمد زا در حوزه تئاتر تبديل شود، البته مشروط به اينكه سياستهاي موجود در راستاي مطرح كردن تماشاخانه سنگلج باشد.
يكي ديگر از نكاتي كه مي تواند سنگلج را به اوج رساند نوع مديريت تماشاخانه است، وجود مدير جوان، كار آشنا و دلسوز پيامدهاي مثبتي را مي تواند به همراه داشته باشد، اتابك نادري جزو معدود مديراني است كه در زمان بازسازي تماشاخانه هر زمان به سنگلج سر ميزديد، ميديديد كه لباس كار پوشيده و در حال فعاليت است.
حضور اين مدير به عنوان مشاور هنري در طول بازسازي سبب شد تا نكاتي كه از ديد مهندسين پنهان ميماند، جلوه كند و در صدد رفع آن برآيد، جامعه تئاتر كشور بايد قدر چنين مديران پويايي را دانسته و شرايط فعاليت را براي آنها فراهم كند.
اميدواريم، با توجه به برنامه هاي متنوعي كه مديريت تماشاخانه در دستور كار خود قرار داده است، سالي پربار را در پيش داشته باشد، البته تمام اين برنامهها زماني ميتواند مورد توجه قرار گيرد، كه مسئولان هنري كشور تماشاخانه سنگلج را باور كنند
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|