خبرگزاري فارس: دوره جديد نمايشنامهخواني تماشاخانه سنگلج در دومين جلسه خود به خوانش نمايشنامه «غير منتظره» اختصاص دارد.

به گزارش خبرنگار تئاتر فارس، نمايشنامه غيرمنتظره» درباره خاطرات يك رزمنده است كه اين خاطرات را با دوستان خود در ميان ميگذارد.
غيرمنتظره نوشته و كارگرداني اميرحسين زمزم بوده كه روز جمعه 30 مرداد ماه در هفته دوم برنامههاي نمايشنامهخواني سنگلج بازخواني خواهد شد.
سيد نادر مظلومي، محمد حسين عادل، اميرحسين زمزم، امين حسيني و معصومه شكري بازخوانان اين نمايشنامه خواهند بود.
ساعت بازخواني نمايشنامه 16 است
خبرگزاري فارس: نمايش «قولنج» با هنرمندي «سعدي افشار»، با پايان جشنواره آييني وسنتي از روز دوشنبه 19 مردادماه اجراهاي خود را از سر گرفت.

به گزارش خبرنگار تئاتر فارس، نمايش «قولنج» نوشته «داوود فتحعليبيگي» و كارگرداني حسين بابايي كه اجراي عمومي خود را قبل از جشنواره آييني در تماشاخانه سنگلج آغاز كرده بود، با پايان اين جشنواره و چند روز توقف در اجرا از روز دوشنبه 19 مرداد اجراي خود را در اين تماشاخانه شروع كرد.
سعدي افشار، مرجان قمري، رهام عسگرپور، طاهره سيرتي و حسين بابايي بازيگران اين نمايش كه به شيوه تختحوضي و سياهبازي انجام ميشود هستند، ساعت اجراي اين نمايش 19 شب است و بليت آن به قيمت 4000 تومان به فروش ميرسد و يكشنبهها نيز نيمبها خواهد بود.
«قولنج» تا پايان ماه مبارك رمضان روي صحنه است و با پايان آن نمايش «هملت با سالاد فصل» نوشته «اكبر رادي» و كارگرداني «هادي مرزبان» اجراي عمومي خواهد داشت.
در نمايش «هملت با سالاد فصل» بهاره رهنما، جعفر والي، فردوس كاوياني، فرزانه كابلي و ايوب آقاخاني بازي ميكنند اما زمان دقيق شروع اجراي عمومي آن مشخص نيست.
به گزارش دریافتی سایت ایران تئاتر، این هفته نمایشنامه"خشم و هیاهو" نوشته مهرداد رایانیمخصوص به کارگردانی نسیم تیمورپور نمایشنامهخوانی میشود.
علاقهمندان میتوانند برای رزرو نمایشنامهخوانی از ساعت 16 تا 20 با شماره تلفنهای – ۵۵۶۳۰۸۷۱۰-۵۵۶۵۴۴۴ واحد روابط عمومی تماشاخانه سنگلج تماس بگیرند.
ظاهراً همین شباهت هم از سویی باعث شده تا مسئولان انتخاب آثار خارجی جشنواره، تئاتر آئینی ـ سنتی"هی تو! " به کارگردانی استفانو گیونچی را برای حضور در این فستیوال دعوت کنند؛ کما این که نمونه مشابه چنین نمایشی را سال گذشته نیز در جشنواره بینالمللی تئاتر عروسکی(پولچینلا با پنج دست) شاهد بودیم.
استفانو گیونچی هم پیش از شروع نمایشاش از این شباهت با تماشاگران صحبت کرد و شیفتگی خود و گروهش از شناختن"پهلوان کچل" ایرانی و شیوه اجرایی خیمه شب بازی را پنهان نکرد و حتی کارش را حاصل یک بازنگری گروهی روی یکی از متون قدیمی فارسی درباره"پهلوان کچل" معرفی کرد. هر چند که پیشینه اجرای نمایشهای"پهلوان کچل" همچنان برای خود ما آشنا نیست، اما خوب میدانیم که"پهلوان کچل" ما نمونههای مشابه بسیاری در کشورهای مختلف با ویژگیها و فرهنگهای متفاوت دارد. "کوو"ی چینی، "ماکوس" آتلانی، "پولچینلا"ی ایتالیایی، "پولیشینل" و"گینیول" فرانسوی، "پانچ" انگلیسی، "پتروشکا"ی روسی همه عروسکها و شخصیتهای شبیه به"پهلوان کچل" هستند که احتمالاً سابقه حضور آنها در نمایشهای سنتی ـ دست کم در اروپا ـ میتواند برگرفته از شخصیت"پولچینلا" باشد.

به هر حال اجازه بدهید بحث در مورد"هی تو! " را با این فرض ادامه بدهیم که"پولچینلا" مهمترین شخصیت عروسکی سنتی ـ با ویژگیهای خود ـ در اروپاست و"پهلوان کچل" هم مهمترین نمونه مشابه آن در شرق است. هر دو این شخصیتها عروسکی بذلهگو و حاضر جواب، زیرک و لذتطلب هستند. با این تفاوت که ـ حتی به اعتراف استفانو گیونچی ـ "پهلوان کچل" ما رگههایی از مردانگی و صوفیگری شرقی را هم با خود به همراه دارد. "پهلوان کچل" قهرمان ضعیفان، بدون ترس در مقابل زور و ظلم مبارزه میکند و حتی در بسیاری از داستانها با زیرکی دست خشکه مقدسها و مذهبینماها را با ترفندها و کلکهای بامزهاش رو میکند.
به یک نکته مهم دیگر هم باید در مورد"پهلوان کچل" نمایشهایی که به"پنچ" هم معروف است اشاره کنم و پس از آن به بررسی شباهتهای آن با نمایش ایتالیایی و همچنین بررسی ویژگیهای کار گیونچی بپردازم:
مهمترین نقش"پهلوان کچل" در نمایش مبارزه است. این نمایشها که معمولاً بیش از پنچ شخصیت دارند با معرفی"پهلوان کچل" آغاز شده، با مبارزه او با"وروره جادو" و قلعه طلسم شده ادامه مییابند و با به سرانجام رسیدن کار او یا ازدواجش به پایان میرسند.
عروسک نمایشی گیونچی که مرشد یا حاج عیوض نام"هی تو! " را بر آن میگذارد و بیشباهت با"پهلوان کچل" و"مبارک" خودمان نیست هم دقیقاً در بستر رویدادهای ساده از پیش آشنا همین شیوه نمایشی، همه وقایع را روایت میکند. مرشد، حاجی عیوض یا همان تاجر ایتالیایی در سفری جهانی از ایتالیا به اصفهان میرسد و موقع فروش اجناس با شرکت دادن تماشاگران در بازی به یک چراغ جادو دست میکشد و عروسک سیاه کوچک روی صحنه ظاهر میشود.
همان گفتوگوهای معمول با هدف به خنده واداشتن تماشاگر آغاز میشوند و اجنه و دشمنان یکی یکی وارد میشوند و"هی تو" همه آنها را با آن قیافههای زشت و وحشتناک به طرز خندهداری از پا درمیآورد و با دختری آشنا میشود و بالاخره داستان با تولد فرزند او به پایان میرسد.
داستان و رویدادهای نمایش به همین سادگی و در عین حال که جذابیتهای کمیکی نیز برای مخاطبان دارند روایت میشوند و مرشد ـ در این نمایش با کمک مترجم که خیلی هم خوب از عهده انجام کارش برآمد و حتی تبدیل به یک شخصیت نمایشی شد ـ وقایع و رویدادها را منظم میکند و در هماهنگی با یک متن از پیش تعیین شده به اجرا میگذارد.
بنابراین"هی تو! " کاملاً مبتنی بر همان اشکال ساده و از پیش مشخص شده خیمهشببازی است. اما در کنار همه اینها حتی میتوان آن را بسیار سادهتر از این هم دانست.
نمایش استفانو گیونچی قواعد و ویژگیهای اصلی شیوه نمایشی را رعایت میکند، اما چیزی به آن نمیافزاید. حتی میتوان گفت که خیلی محدودتر و کممایهتر از خیمهشببازی ایرانی است. بداههگویی، هماهنگی با شرایط و دخالت دادن بازخورد حضور مخاطبان هیچ جایگاهی در این نمایش ندارد، در حالی که همین آزادی یکی از مهمترین ویژگیهای"پهلوان کچل" است. شاید اگر مترجم گروه در کنار مرشد قرار نمیگرفت، اجرا به واسطه مقید بودن کامل به متن، حتی نمیتوانست به این اندازه هم به اهدافش دست پیدا کند.
-04Aug09102912am.jpg)
در کنار این ویژگیها"هی تو! " ایتالیاییها به نظر خیلی کم حرف و خسته و گوش به فرمان مرشد است. در حالی که مهمترین ویژگی"پولچینلا"، "پهلوان کچل" و نمونههای مشابه آنها زیرکی و حاضر جوابی آنهاست که به ویژه در چالش با موقعیت و جایگاهشان در مقابل مرشد امکان بروز و ظهور پیدا میکند. اصلاً همه جذابیت و اهمیت"پولچینلا" و"پهلوان کچل" در همین ویژگیشان نهفته است که با نیروهای جادویی اطرافشان مبارزه میکنند و مرشد را دست میاندازند و این گونه است که تماشاگر از دیدن کارهای این دو عروسک کوچک لذت میبرد.
نکته دیگر این که دست کم از این نمایش ایتالیایی و گروه نمایشی انتظار میرفت که نه کپی کاملاً مشابه شخصیت نمایشی خود ما، بلکه چیزی فراتر از آن، یا دست کم با ویژگیهای متفاوت را در ایران به نمایش بگذارند. همچنان که در نمایش"پولچینلا با پنج دست" خلاقیتها در اجرا و استفاده از خیمهها نوع بازی عروسکها بسیار دیدنی و جذاب بود و برایمان تازگی داشت. اما این که چه عاملی باعث شده تا هیأت انتخاب این آثار"هی تو! " را برای شرکت در جشنواره انتخاب کنند، جای سوال دارد. آیا شباهت این شکل سنتی از تئاتر با شیوههای ایرانی نمایش عروسکی میتواند دلیل کافی برای این انتخاب باشد؟
استفانو گیونچی پیش از شروع نمایش از کار گروه بر روی یک متن فارسی صحبت میکند، اما به نظر میرسد که بهتر بود برای جشنواره ما و تماشاگران ایرانی، داستانی از پولچینلای ناپلی را با شرایط، رویدادها و اتفاقات خاص خود این شخصیت و شیوههای خاص ایتالیایی اجرا کند. البته منظورم این نیست که"هی تو! " ایتالیایی نیست؛ او حتی برخی کارها را انجام میدهد که خاص شخصیت خود اوست، اما کاملاً پیداست که گیونچی سعی کرده تا عروسکاش را به نمونه مشابه ایرانی نزدیک کند و بدتر از این، آن که نمایشاش در کمال سادگی و بیچیزی و بدون هیچ مولفه، ویژگی و رویکرد تازه و جذاب یا حداقل غیر آشنایی به اجرا میگذارد. گویی آن که حضور در این جشنواره برای او و گروهش تنها زنگ تفریحی برای شرکت در یک مهمانی است.
در پایان اعتراف میکنم که با وجود آشنا بودن داستان و شیوه اجرایی نمایش، مخاطب از تماشای آن لذت میبرد. این شخصیت عروسکی دوست داشتنی است و رفتارهایش آن قدر شیرین و جذاب هستند که کمتر تماشاگر ایرانی ممکن است از دیدن کارها و رفتارهایش لذت نبرد و سالن نمایش را ناراضی ترک کند.
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|